اون "لو" بود. "لو" ساده در صبح. چهار فوت و ده اينچ در يه كفش راحتی. اون "لولا" بود در يه دامن راحتی و "دالی" بود در مدرسه. اون "دلورس" بود روی خط نقطه‌چين. اما در آغوش من هميشه لوليتا بود. نور زندگی من... آتش وجود من... گناهم... روحم... لوليتا